آیا در حال حاضر در چرخه بی پایانی از الهام و شکست گیر کرده‌اید؛ و در این فکر هستید که چرا به هدفگذاری خود پایبند نیستید؟ به هر حال می‌دانید که توانا، باهوش، و علاقه‌مند به بسیاری از جزئیاتی هستید؛ که زندگیتان را با معنا می کنند. اما خودتان را از انگیزه لازم برای تحقق اهداف تان دور می بینید.

شاید شما زمان و تلاش زیادی را صرف کردهاید، اما متوجه شدید که هنوز بخاطر هدفگذاری خود ناخودآگاه هیچگونه اهمیتی قائل نمی شوید. احتمالا دلیلی برای این وجود دارد. و خوب می دانید که این تنبلی نیست (مگر اینکه تنبلی باشد.). مشکل می‌تواند در خود هدفگذاری واقع شده باشد؛ و نه آنچه که شما هستید و یا انجام نمیدهید.

این هدفگذاری چیزی نیست که مسیر زندگی خود را تغییر دهید؛ و یا رویاهای خود را بابت آن رها کنید. این موضوع در مورد داشتن یک دیدگاه جدید از این است که چطور اهداف خود را مدنظر قرار دهید. و چیزی که باعث می‌شود اهداف تان بیشتر جلب توجه کنند، را دنبال نمایید.

اما تغییر هدفگذاری ایده ی بدی به نظر نمی رسد. اگر هر عاملی باعث شده است که این هدفگذاری تنها در حد یک آرزو باقی بماند بهتر است تا در مورد آن تجدید نظر کنید.

sales-goals.png

هدفگذاری بیرونی به همراه هدفگذاری ذاتی را در نظر بگیرید.

هدفگذاری های بیرونی نه بخشی از طبیعت ضروری کسی است و نه چیزی است که از خارج وارد شخص شود. اما هدفگذاری های ذاتی از طبیعت انسان بر می خیزند و یک دسته موارد اساسی به شمار می آیند.

اهداف ذاتی شما همان چیزی هستند که باید در جستجوی آن ها باشید. این نوع انگیزه بسیار قدرتمندتر از محرکه‌ی بیرونی است. اهداف ذاتی به خاطر خودشان انجام می‌شوند و برای کسی که آن‌ها را دنبال می‌کند واقعا لذت بخش هستند. اهداف بیرونی، معمولا به خاطر انتظارات اجتماعی و خانوادگی دنبال می‌شوند. این‌ ها اهدافی هستند که چیزی را خارج از خود شخص به ارمغان می آورند.

شما می‌توانید یک هدف را به عنوان یک فرد دیگر داشته باشید، اما انگیزه پشت سر این هدف می‌تواند باعث ایجاد تفاوت بزرگی در این شود، که شما چقدر می‌توانید به این هدف وفادار بمانید.

برای مثال، ممکن است یک هدف بلند مدت مانند تبدیل شدن به یک وکیل را داشته باشید. اما دلایل شما در پشت این هدفگذاری می‌تواند بسیار متفاوت باشد. یک نفر میگوید: ” من می‌خواهم وکیل شوم چون خانواده من برای سال‌ها در این کار بوده‌اند.

و من برای ادامه دادن به این کار برنامه‌ریزی کرده‌ام.” یک نفر دیگر می گوید: ” من می‌خواهم وکیل بشوم؛ چون در این فکر هستم که، تفاوتی در زندگی افراد مختلف ایجاد کنم. و کسانی که به کمک من نیاز دارند را یاری نمایم.” بنابراین یک هدف، انگیزه‌های متفاوتی دارد. پس باید ببینید به چه دلیل به محرک قوی تری نیاز دارید؟

ببینید آیا هدفگذاری شما معتبر و موثق است؟

هدفگذاری معتبر را دست کم نگیرید. در امتداد همان عنوان ابتدایی ذکر شده به عنوان اهداف اصلی، شما باید معتبر بودن یک هدف را در نظر بگیرید. هدف شما باید متناسب با شخصیت تان تنظیم شده باشد. فرآیند ایجاد اهداف معتبر بستگی به توانایی شما، برای کشف و شناخت تان از خودتان دارد. ارزش‌ها و علایق شما باید با اهداف تان هم تراز باشند.

می توانید ببینید که، افرادی که اهدافی را براساس شخصیت خود تنظیم کرده اند؛ بسیار شادتر، سالم‌تر و سخت کوش تر هستند. شناخت اهداف معتبر ارزشهای واقعی و نیازهای ذاتی شما را ارضا میکند.

mostsoughtafterskills.jpg

نزدیک بودن هدفگذاری ها را در نظر داشته باشید.

هدفگذاری رویکردی آن هایی هستند، که به سمت چیزی مطلوب می روند. اما اهداف اجتنابی آنهایی هستند؛ که دور از چیزی نامطلوب، حرکت میکنند. درست مانند اهداف درونی و بیرونی، انگیزه و محرکهای اجتنابی می‌توانند بر این مساله تاثیر بگذارند.

پس ببینید که چطور می‌توانید با یک هدف مشخص باقی بمانید. به عنوان مثال یک مادر خانه دار را در نظر بگیرید، که تلاش می‌کند یک کسب‌وکار آنلاین ایجاد کند. او می گوید: ” من می‌خواهم کسب‌وکار آنلاین خود را بسازم، پس مجبور نیستم در روز ۹ – ۵ ساعت کار کنم.” یا اینکه می گوید: ” من می‌خواهم کسب‌وکار آنلاین خود را راه بیندازم. پس من توانستم زمان بیشتری را با فرزندانم صرف کنم. و آن‌ها را به شیوه‌ای که همیشه دوست داشتم تربیت کنم.” بنابراین این مورد هم می‌تواند یک هدف باشد، اما از دیدگاه‌های مختلف. فکر می‌کنید کدام دیدگاه محرک قوی تری دارد؟

هماهنگ بودن هدفگذاری ها با یکدیگر بسیار مهم هستند.

اهداف هماهنگ می‌توانند چیزی باشند که افراد با آن تلاش می‌کنند. به زبان ساده تر می توان گفت که در تلاشند تا اهدافشان حقیقی و نزدیک به هم باشد. بنابراین هدفگذاری های شما هم باید هماهنگ بوده، و یا مکمل یکدیگر باشند. کشیدن خودتان به یک جهت برای یک هدف، در حالی که به یک جهت دیگر با یک هدف متفاوت می‌روید، دشوار است. این کشش یا جنگ هرگز برنده ای نخواهد داشت. و  تنها می‌تواند شما را به شکست نزدیک تر کند.

بنابراین در مورد تمام هدفگذاری هایی که برای خودتان دارید فکر کنید. آیا ممکن است همه آن‌ها با هم هماهنگ باشند؟ دو مرتبه، شما باید خودتان را بشناسید و عمیقا بفهمید که چه می‌خواهید. این روشی است که می‌توانید به کمک آن اهدافی را که به شما نزدیک تر هستند پیدا کنید؛ و تمام آنها را در یک خط و یک مسیر مشخص پیش ببرید.

bad-habits-holding-you-back-from-success.jpg

مناسب بودن و انعطاف پذیر بودن اهداف را فراموش نکنید.

هدفگذاری می‌تواند در طول زمان بسته به شرایط زندگی شما تغییر کنند. برخی از اهداف ممکن است جواب دهند؛ در حالی که برخی دیگر ممکن است کمرنگ تر شده و از یادتان بروند. آنچه برای شما مهم است و می تواند ارزش‌های تان تغییر دهد ، روی هدفگذاری تان هم اثر مستقیم خواهد گذاشت.

بسته به مرحله زندگی و یا تغییرات موقعیتی، فرصتهایتان می‌تواند به خوبی تغییر کند. آنچه مهم است این است که با دنبال کردن اهدافی که در آن زمان برایتان اهمیت بیشتری دارد، ادامه دهید. زیرا این کار باعث خوشحالی بیشتر از تسلیم شدن خواهد شد.

فعالیتهای مربوط به اهداف را مد نظر داشته باشید.

فعالیت های مربوط به دستیابی به اهدافتان، شما را از لذت تجربه، یا فرآیند انطباق که منجر به اشتیاق مردم برای چیزهای بیشتری می‌شود، دور می‌کند. عمدتا فعالیت های مربوط به هدفگذاری ها، به چالش کشیده می‌شوند و به فرصت‌ها و تجربیات جدید کمک می‌کنند. نمونه های مربوط به این بخش، بسیار هستند.

یک مطالعه علمی بر روی افرادی انجام شد که قرار بود دو هدف را توصیف کنند: اول، یک تغییر مثبت در شرایط آن‌ها، و دوم، هدفی که شامل گرفتن یک فعالیت جدید بود. نتایج نشان داد که افراد ۶ هفته بعد به خاطر هر دو هدف، شادتر بودند. این در حالی بود که، تنها فعالیت های مربوط به هدف آن‌ها را بعد از ۱۲ هفته، شادتر می‌کرد.

منبع:

https://fully-flourishing.com/fully-committed-to-your-goals/

.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *