نقطه ترک در مذاکره | چه زمانی وقت ترک جلسه مذاکره است؟

نقطه ترک در مذاکره

ما همیشه درگیر مذاکرات مختلف هستیم چه مذاکرات بزرگ و پیجیده و چه مذاکرات کوچک و آسان. ولی مهم‌ترین اصلی که در رابطه با هر نوع مذاکره‌ای باید درنظر بگیریم این است که در چه زمانی خوب است که مذاکره را ترک کنیم. مذاکره‌کننده‌ی حرفه‌ای باید بداند نقطه ترک در مذاکره چه زمانی است و به هر نحوی مذاکره را ادامه ندهد. ادامه دادن مذاکره‌ای که نتیجه آن شکست است به ضرر شما تمام خواهد شد.

در این مقاله به وقتی که لازم است مذاکره را ترک کنید و دچار اشتباه نشوید، اشاره می‌شود.

هنگامی که فرصت‌های پیش‌روی شما در حال از بین رفتن هستند.

گاهی اوقات پیش آمده که یک مذاکره آن‌قدری ادامه پیدا کرده که شما مطمئن شوید وقت خود را از دست داده‌اید و ضررات بسیاری به شما وارد شده است. لازم است در حین مذاکره زمانی که حس کردید فرد مقابل در حال وقت‌کشی است مذاکره را ترک کنیدو از ادامه آن سرباز زنید.

به طور مثال در رابطه با مذاکرات تجاری بین‌المللی طرف دیگر قرار داد مدام زمان ثبت قرارداد را عقب می‌اندازد و شما می‌دانید که با توجه به تغییر نرخ ارز معطل کسی ماندن به نفعتان نیست. پس خوب است این گزینه را فراموش کرده و به دنبال دیگر گزینه‌ها بروید. البته می‌توانید به سرعت مذاکره را نهایی کنید ولی باز هم اگر چنین موردی در توانتان نبود بهتر است مذاکره را ترک کنید و خود را معطل بلاتکلیفی طرف مقابل نکنید.

مذاکره‌ای که منجر به از دست دادن چیزها می‌شود را ترک کنید.

زمانی که حس کردید نتیجه‌ی مذاکره پیش‌رو از دست دادن منافع بسیاری است که حتی پیروزی در مذاکره هم به نفع شما نخواهد بود، به نقطه ترک در مذاکره رسیده‌اید. در چنین مواردی بهتر است نگه داشتن منافع حال حاضر را به منافعی که شاید در آینده به دست بیاورید ترجیح دهید.

دلسری از محیط پیرامون نقطه ترک در مذاکره

به طور مثال شما در شرکتی کار می‌کنید که محیط خوبی نداشته و شما را از کار مورد علاقتان خسته کرده است ولی با این حال برخی از مزایای خوبی مانند حقوق بالا که دارد شما را پایبند کرده است. در چنین مواقعی ممکن است سر میز مذاکره در رابطه با میزان حقوق و یا ادامه‌ی ماندن در آن شرکت صحبت کنید. اگر افزایش حقوق پیشنهادی شما رد شد و حتی با کاهش حقوق روبه‌رو شدید و همچنین در جریان بودید که وضعیت شرکت قرار نیست بهتر از این شوید، بهتر است میز مذاکره را ترک کرده و به ادامه‌ی مذاکره برای ماندن در آن شرکت نپردازید.

زمانی که از خط قرمز شما عبور می‌کنند.

گذشتن از خط قرمز هر فرد برای او اهمیت بسیاری دارد از این رو زمانی که در طی یک مذاکره فرد مقابل از خط قرمز شما گذشت نقطه ترک در مذاکره رسیده است. اما این خط قرمز‌ها چگونه به وجود می‌آیند؟

خوب است که شما به عنوان یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای قبل از شروع مذاکره خط قرمزهایی را برای خود در نظر بگیرید تا زمانی که احساس کردید فرد مقابل از آن‌ها گذشته است مذاکره را ترک کنید. به طور مثال اگر برای خرید خانه‌ای مبلغی پول مد نظر شماست و امکان پرداخت بیشتر را ندارید ولی در پای میز مذاکره به شما مبلغی بالاتر پیشنهاد می‌شود و فروشنده نیز ار حرف خود کوتاه نمی‌آید بهتر است همان لحظه مذاکره را تمام کنید و با فکر کردن راجع به اتفاقاتی که امکان افتادن آن محال است، فکر خود را درگیر مذاکره‌ای بیهوده نکنید.

البته خط قرمز می‌تواند انواع مختلف با درصد بالا و پایین داشته باشد که در ادامه دو مورد از اصلترین و مهم‌ترین‌ها توضیح داده شده است.

خط قرمز در رابطه با موضوع مذاکره

این که شما در رابطه با موضوع مورد بحث محدودیت‌ها و خط قرمزهایی دارید از واجبات یک مذاکره است و زمانی که حس کردید طرف مقابل پا روی خط قرمزهای شما گذاشته می‌توانید معادله را ترک کرده و به نوعی بع نقطه ترک در مذاکره می‌رسید. به طور مثال زمانی که در رابطه با کاری شراکتی مذاکره می‌کنید که بیشتر کارهای آن بر دوش شماست و توقع درصدی بالاتر از 50% را دارید، اگر طرف مقابل مذاکره به تقسیم 50 50 باور داشته باشد بهتر است در همان لحظه مذاکره را قطع کرده و به فکر شریک شدن با چنین فردی نباشید زیرا به طور قطع این چنین کارها در آینده برای شما مشکل به وجود خواهدآورد.

خط قرمز در رابطه با ارزش‌ها

به طور مثال شما فردی هستید که از رشوه گرفتن بدتان می‌آید ولی طرف مقابل می‌خواهد با دادن رشوه به شما، شما را به قبول پیشنهادش راضی کند. زمانی که می‌بینید مذاکره‌ی پیش روی اعتقادات شما را خدشه‌دار می‌کند بهتر است آن را تمام کرده و دیگر ادامه ندهید.

ترک مذاکره در صورت داشتن جایگزین بهتر

ممکن است شما درگیر مذاکره‌ای باشید که در اواخر آن به شما پیشنهاد بهتر با امکانات بهتری بدهند. در چنین موقعی باید پیشنهاد بهتر را قبول کرده و از رد کردن پیشنهاد اولیه احساس عذاب وجدان نداشته باشید. برخی از اوقات طوری به معامله‌ی پیش‌رو وابسته می‌شوید که احساس می‌کنید در صورت قبول نکردن آن کار اشتباهی کرده و طرف دیگر مذاکره را از خود ناراحت کرده‌اید. در چنین موقعیت‌هایی احساس فایده نداشته و باید با منطق خود فکر کنید.

به طور مثال تصور کنید در حین خریدن اتومبیلی از شخصی هستید. مذاکرات در رابطه با فروش انجام شده و دیگر زمان آن است که سندی را برای خرید اتومبیل امضا کند ولی در همان زمان پیشنهاد فروش ماشینی بهتر با قیمتی مناسب‌تر به شما داده می‌شود. کار درست قبول پیشنهاد حال حاضر و رد کردن پیشنهاد قبلی است زیرا تمامی منفعت شما در قبول پیشنهادی با مزایای بهتر و هزینه کمتر است.

احساسات خود را کنار گذاشته و با عقل و منطق در رابطه با تصمیم‌گیری فکر کنید تا بتوانید در چنین مذاکراتی خوب و موفق دیده شوید.

تمامی موارد گفته می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاط ترک در مذاکره باشد. این که بتوانید در زمان مناسب نقطه ترک در مذاکره را تشخیص داده و به ان ادامه ندهید موفق خواهید شد در غیر این صورت احتمال شکست خوردن در مذاکره برای شما به وجود خواهد آمد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *