بررسی زبان بدن بازیگری در نمایش های پست مدرن

68
زبان بدن بازیگری

هنر پست مدرن چه هدفی دارد؟

پست مدرن عموما به عنوان یک هنر مبارزه ‌طلب به خصوص با استفاده از زبان بدن بازیگری بیان می‌شود. همینطور به عنوان یک حالت امتناع برای پیروی از ایده ‌ها و نظریه‌ های مدرنیستی، در فیلم‌ ها و آثار نمایشی مشخص می شود. این نماد با شورش علیه سنت و دیدگاه‌ ها و فرهنگ ‌های ارائه ‌شده توسط نظریه ‌های مدرن است؛ و با هدف جایگزینی نوآوری موجود با یک نسخه جدید، که بیشتر انقلابی و اصلاح‌ شده بوده، و یک نسخه غیر عادی به شکل شجاعانه تر و بزرگتر از آن به شمار می آید. پست مدرنیسم رویکردهای مختلفی را در یک رویه ی تک بُعدی شکل داده است. این هنر در قالب مجموعه‌ی مختلفی از انواع گوناگون: گرافیک، ادبیات، آثار نمایشی و بصری، برای ایجاد یک شاهکار جدید از همه هنرها به عنوان یک اثر تامل برانگیز از ریشه‌های اصلی خود استفاده می نماید. و همچنین عموم را به سیر و سیاحت در هنر انقلابی سوق می‌دهد. این هنر در اصل، برای تغییر دادن کلی یا جزئی هرگونه تعاریف و فرهنگ ها با حرکات بدن بازیگری خود کار می کند.

زبان بدن بازیگری

پست مدرن در آثار نمایشی

هنر پست مدرن در زمینه سینما و فیلم ها به عنوان تجلی هنر، توصیف می‌شود. و ممکن است در سبک ‌های مختلفی که نه تنها شامل تغییر طرز فکر بازیگری است، بلکه شخصیت مشخصی را در یک فیلم خاص به نمایش می ‌گذارد. همچنین ممکن است بر قضاوت و استدلال یک سینما رو نیز تاثیر بگذارد. این آثار نمایشی با ظرفیت خود برای ارزیابی و تشخیص تفاوت بین حقیقت واقعی و واقعیت ساختگی، و تنها یک نمایش از آنچه در حال حاضر یک زندگی حقیقی است، را به تصویر میکشد. مکتب پست مدرن در فیلم‌ ها ممکن است تمایل داشته باشد تا دروغ را با زبان بدن بازیگری خود چرخانده، و وانمود کند که حقیقت در جریان است. در نتیجه باعث می‌شود که همه بر این حقیقت، که فقط توسط فیلم ارائه می‌شود، اعتقاد پیدا کنند.

زبان بدن بازیگری در نمایش های مدرن تا پست مدرن

تئاتر مدرن با یک قطعه ی روایی هسته‌ای مشخص می‌شود که به طور منطقی، به روش ترتیبی و به عنوان مثال، با نمایشنامه های مدرن صورت می گیرد. بازیگران نقش‌ های شهروندان عادی را در دست دارند؛ که داستانی را براساس زندگی تراژدی و تعارضات اگزیستانسیالیستی بازگو می کنند. در نتیجه اثر تراژدی یا کمدی باز، در امتداد خطی داستان با استفاده از زبان بدن بازیگری ایجاد می‌شود. اما هدف تئاتر پست مدرن از بین بردن راه های موجود برای درک جهان است. زبان بدن بازیگری در این آثار به معنای یک رویداد یا فرآیند است که به موجب آن بازیگران به طور ذهنی با تماشاگران تعامل دارند. تمرکز بر آگاهی و تجربه احساسی کم‌تر، انتقاد در آن بسیار ساده است. شاید ساده‌ترین راه برای آغاز تفکر درباره فرامدرن‌گرایی به وسیله تفکر درباره مدرنیسم، و جنبشی که فرامدرن‌گرایی طی آن رشد کرده است، حرکات بدن بازیگری آن می باشد. هنر پست مدرن دارای دو جنبه یا دو حالت تعریف است که هر دو به درک پست‌مدرن منجر می شود. اولین تعریف مدرنیسم از زبان بدن بازیگری به عنوان زیبایی‌شناسی آمده‌است، که به طور گسترده با ایده ‌های غربی قرن بیستم در مورد هنر آشنا می باشد. (گرچه رد آن در اشکال نوظهور را می توان در قرن نوزدهم یافت). همان طور که می‌دانید، حرکات بدن بازیگری در این وادی ؛ چگونگی ساخت استانداردهای قدیمی مدرنیته، و آنچه که باید معنا باشد را، رد می‌کند. و بدن به طور همزمان از ابعاد فیزیکی فراتر می‌ رود. در دوره مدرنیسم بلند، از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰، چهره‌های بزرگ ادبیات مدرنیسم به طور اساسی به بازتعریف تمامی جنبه های این هنر من جمله حرکات بدن بازیگری آن، پرداخته اند.

زبان بدن بازیگری

بررسی نمایشنامه های پست مدرن از لحاظ حرکات و زبان بدن بازیگری

از میان اکثر نمایش نامه هایی که در تئاتر پست مدرن استفاده می شود، تعدادی از آنها را می توان یافت که به صراحت با مساله انسانی فراتر از هویت‌های اجتماعی روزمره ی ما سر و کار دارند. این نمایش ها نشان می‌دهد، که در حالی که هویت به مادی‌ گرایی ذهن بر جسم بستگی دارد؛ فراتر از این است که شاهد خودآگاهی باشد. این هنر در تلاش برای شناسایی منحصر به فرد، با ذهن و زبان بدن بازیگری فراهم می شود. اما هر دو ی این موارد در اصل فیزیکی هستند، و شخصیت‌ ها در این آثار به احساس سردرگمی و نا امیدی ختم می‌شوند. با در نظر گرفتن مخاطب برای تکمیل حس، این نمایشنامه ها نشان می‌دهد که یک راز از نظر درک نظری، می‌تواند از طریق تجربه مستقیم شناخته شود. با این حال، یک چارچوب نظری ممکن است برای توضیح آنچه که دوست دارد یک تجربه ی مقدس در تئاتر داشته باشد، مفید باشد. آنتونن آرتو نویسنده ی فرانسوی، بر این باور است که تئاتر باید سبک غربی گفتار خود را با کنوانسیون ‌های انتزاعی و وابستگی پارازیتی به متن رها کند، و به جای آن سبک شرقی واقعی سخن را که ذهن و زبان بدن بازیگری را یکپارچه می‌کند، اتخاذ کند. او زبان را، از لحاظ گفتمان و اشارات نمادین رویاها در صحنه؛ و اشیا و حرکات بدن بازیگری را نماد نشانه‌ ها، توصیف می‌کند. همچنین ادامه می دهد که زبان بدن بازیگری در این هنر، از طریق زیبایی شناختی شکل و محتوا قابل دستیابی هستند. بطور مثال نمایش قساوت – که دلالت بر خون یا خونریزی ندارد، بلکه عزم جزم و تصمیم جدی، و قدرتی راسخ و بی‌چون و چرا را به نمایش می گذارد. تصمیم این شیوه ی نمایش بر این است که جهان یا متن خاصی را منعکس نسازد. بلکه از طریق نیروی خود به عنوان یک تجسم متافیزیکی به وسیله ی حرکات بدن بازیگری، مفهوم یاد شده را منتقل می کند. این تئاتر جهان را نه با استفاده از زبانی معمولی که از یک متن مشتق شده، تغییر می‌دهد. بلکه با ترکیب ذهن و زبان بدن بازیگری خاص خود، هنرمند و تماشاگر را از طریق فرآیند رها کردن مرز بین سوژه و جسم، صدا و معنا، به درک مناسبی از موضوع می رساند.

بررسی ساختار زبان بدن بازیگری در پست مدرن

درباره توانایی های بدن در نمایش های پست مدرن می توان گفت که حرکات و تصور آن از طریق آثار تئوری مخرب موجود در جامعه از طریق حرکات بدن بازیگری میسر می شود. یعنی دیدن تمام این مشکلات و مسائل داخل یک شخص. این کارها با نگاهی به گذشته صورت می گیرد. ما می‌توانیم از یک جسم ساخته‌ شده به عنوان بدنه مدل شده صحبت کنیم. چیزی که نه تنها در اراده فردی، بلکه در زیر نگاه دیگران ساخته می شود. این بدن نمادین، با انتظارات و نقش ‌های لازم برای تحقق ساخته می شود. نقش‌های نژادی کلیشه‌ای، نقش‌های جنسیتی، به طور علمی تعیین نشده نمی شود، اما آن‌هایی که خود را در کنار بسیاری از گذرگاه ‌های اجتماعی یا فرهنگی مختلف ساخته‌اند، یک طرح کلی را تشکیل می دهند. هر کدام از این نقش ها به طبع باید حرکات و زبان بدن بازیگری مخصوص خود را برای انتقال این مفاهیم شکل دهند. مقابله با چیزی که در اینجا هدف قرار داده می‌شود، فراتر از تفاوت ‌های ساده زبانی است.

به نظر می‌رسد که تمام عناصر در این تئاتر من جمله حرکات بدن بازیگری، بیش‌ترین اهمیت را دارند. رابطه بین سوژه‌ها در یک فضای فرهنگی و اجتماعی مشخص مثل تئاتر همیشه رابطه‌ای مثل یک بدن حاوی گوشت و خون است. اما وقتی بدن بازیگر را در تئاتر می‌بینیم، چه کسی در ذهن ما قرار دارد؟ در این تئاتر باید به درک این مسئله رسید که این بدن نیست که باید ما را غافلگیر کند. بلکه بدن اجرا کننده ی زبان بدن بازیگری است که تنها در تصور آنچه که باید باشد و نیست، تلاش می نماید. هنرمند بدن خود را به عنوان یک نقطه مرکزی در جهان تجربه می‌کند. زبان بدن بازیگری نقطه مرجعی است، که دنیای درونی وی را مورد ارزیابی قرار داده و براساس آن عمل می‌کند.

جنبه های انسانی در نمایش های پست مدرن

چالش های نمایش نامه نویس معروف، برتولت برشت تا به حال تأثیر بسیار زیادی به روایت های متمایز گونه و واقع گرایانه بر اساس خطی بودن، و موضوع انسانی نمایش ها، بر روی نمایشنامه نویسانی که بعدا تصور می کردند، با شکست سنت های واقع گرایانه روبرو شده اند، تأثیر فراوانی داشت. این چالش ها برای جابجایی استراتژی های رایج در نمایش های این چنین، اغلب به عنوان یک پارادایم شناخته می شود. در تئاتر و نمایش های فرامدرن تفاوت های متمایز بین بازیگران، شخصیت و داستان، به همراه ابعاد تاریخی موضوع اشاره می کند تا برای زبان بدن بازیگری و نشانه های آن نیز تمایزی قائل شد. نمایشنامه های پست مدرن اساسا شرایط انسانی را درک می کنند، و یک ایده ی مرکزی برای ساختار های پساساختارگرا دارند. این ساختارها عمدتا به دو روش پیشنهاد می‌شود: با آشکار کردن ذهنیت و حرکات بدن بازیگری انسانی به عنوان یک ساختار ایدئولوژیک که به طور مداوم توسط کد های فرهنگی و زبانی تکثیر می‌شود؛ و یا با نشان دادن آن به عنوان یک اساس تقسیم بندی شده، در خود و یا در گذشته، بدون وجود هسته، و ساختار مشخص! برشت احتمالا اولین نمایشنامه ‌نویس اروپایی بوده است، که با اعتقاد راسخ به ایده پردازی از موضوع انسانی و کاربرد زبان بدن بازیگری مشخص در ساختار نمایش های پست مدرن کار کرده است.

زبان بدن بازیگری

جمع بندی کلی

عمده ی هنر و نمایش پست مدرن بر شکستن ساختار ها و بیان موضوعات براساس رد نظریه های مدرنیستی عمل می کند. زبان بدن بازیگری به همراه حرکات بدن بازیگری موجود در آن نیز به شکلی به مخاطب ارائه می شوند که سعی در نشان دادن ساختار مدل شده بدن برای انتقال مفاهیم استفاده می کنند.

مطلبی دیگر درباره زبان و حرکات بدن بازیگری:

شخصیت پردازی با استفاده از زبان و حرکات بدن بازیگری

ارسال دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید